مهمان خاک

گرگ

امیر عابدزاده عدم حضور در تیم ملی امید را فنی نمی‌داند.

کار کردن با پدرم را دوست دارم.


روز به روز با تمریناتی که با پدرم انجام می‌دهم آماده‌تر می‌شوم.

ما در زمین پدر و پسر نیستیم و تمرینات پدرم زیاد هم سخت نیست.

من به سن و سال اعتقادی ندارم و خودم را با کسی مقایسه نمی‌کنم.


من نمی‌خواهم برای تیم ملی امید حاشیه درست کنم و برای تیم آرزوی

موفقیت می‌کنم ولی می‌توانستم به تیم امید کمک کنم.

من خودم از اینکه پسر عابدزاده بودم ضرر کردم! اما خوشحالم کنار

پدرم هستم و و از بابام ممنونم ..

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/۱۱ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ توسط wolf نظرات ()

21پند ارزشمند از زرتشت بزرگ در 3700 سال پیش
------------------------------------------------------------------------------
1. آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نیامده است رنج و اندوه مبر
2. پیش از پاسخ دادن بیاندیش
3. هیچکس را تمسخر مکن
4. نه به راست و نه به دروغ هرگز قسم مخور
5. خود برای خود، همسر برگزین
6. به ضرر کردن کسی خوشنود مشو
7. تا جایی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما
8. کسی را فریب مده تا دردمند نشوی
9. از هرکس و هرچیز مطمئن مباش
10. فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
11. بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
12. سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی
13. با مردم یگانه باش تا سرآمد و مشهور شوی
14. راستگو باش تا پایدار باشی
15. فروتن باش تا دوست بسیار داشته باشی
16. دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
17. نیک باش تا زندگانی به نیکی گذرانی
18. دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی
19. مطابق وجدان خود رفتار کن که کامروا شوی
20. جوانمرد باش تا آسمانی باشی
21. روان خود را به خشم و کینه آلوده مساز

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/۱٠ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ توسط wolf نظرات ()

در من گرگی هست خسته از نبرد های پی در پی برای زندگی

در گوشه غاری نشسته و زخم هایش را میلیسد

وای از روز انتقام ...همه را غار نشین خواهم کرد...

نوشته شده در ۱۳٩۳/٥/۳۱ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ توسط wolf نظرات ()

احساس  میکنم نفرین شدم...احساس میکنم مرضیه منو نفرین کرده

از بعد مرضیه نتونستم دیگه با هیچ دختری ارتباط خوب برقرار کنم وقتی

تلاشمو میکنم ارتباط برقرار میکنم به یک ماه نمیرسه بهم میخوره

هرکاری میکنم بهترین سورپرایز ها بهترین هدیه ها بهترین برخورد ها

اما میره به هر بهونه ای شده ازم جدا میشه....جدیدا که اصلا دوست نمیشن

جالبه با پسر ها هم همین قضیه تکرار میشه...

احساس میکنم نفرین شدم...نمیدونم چطور از این تنهایی بیام بیرون

دیگه واقعا دارم خسته میشم...

هرچی یه حدی داره وقتی الان به یه نفر نیاز داری

وقتی بدستش نمیاری سرد میشی زده میشی وقتی پیدا میشه

تو دیگه اون کیفیت را نداری نمیتونی مثل زمانی که بهش نیاز داشتی

باهاش باشی و خدمت کنی...

منم دارم احساسمو از دست میدم...

خدایا خستم از تنهایی

جز تو هیچکسو ندارم....

نوشته شده در ۱۳٩۳/٥/٢٢ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ توسط wolf نظرات ()

درمن گرگی خسته و وحشی است.....!!.!!!!!

خسته از تمام دنیا.....

خسته از بازی های قشنگ و بی مزه ی سرنوشت.......!!!!!

این گرگ زخمی درون من درگوشه ای از غار نشسته و زخم هایش را با اشک هایش میلیسد......!!!!!

وای از روز انتقام.....!!!!!

همه را غار نشین خاهم کرد.......!!!!!

نوشته شده در ۱۳٩۳/٥/٢٠ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ توسط wolf نظرات ()


Design By : Pichak