مهمان خاک

گرگ

سلامتی اون گرگ تیر خورده ای که هیچ موقع از زخم ناله نمیکنه....

چون خوب میدونه اگه بناله کفتارها احساس غرور میکنن.....!
زخمم خوب میشه .... بی ناله ..... اما .... میدرم ....

تمام کفتارهایی را که سر شکستن غرورم ...
شرط بستند ....
آره

*****

حکایت عجیبی ست...!!
میگن اگه یه گرگ خواست بهت حمله کنه سریع عریان شو !!!
اونوقت فقط میاد تنتو بو میکشه و راهشو میگیره و میره..!!!

و تا اخر عمرش بوى تنتو از یاد نمیبره...
و اگه بازم تو رو ببینه از بوى تنت تو رو به یاد میاره....و بهت حمله نمیکنه...!!!
اما...امان از ادمیزاد...
عریان نشده تو را چنان میدرد..
که تا اخر عمرت فراموشت نشود...

گـــــرگ بـــاش...



نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/٢٥ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات ()

این هم از آهنگ "روزهای سخت"، امیدوارم که خوشتون بیاد.

تقدیم به همه هوادارای خاصم
مرتضی پاشایی - روزهای سخت
ترانه سرا : مهرزاد امیرخانی
آهنگساز و تنظیم کننده : مرتضی پاشایی
عکس : شاهین دلیوند

لینک مستقیم دانلود

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/٢۳ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ توسط غریبه نظرات ()

گاندی خطاب به معشوقه اش چه زیبا نوشت:
خوبِ من ، هنر در فاصله هاست ..
زیاد نزدیک به هم می سوزیم
و زیاد دور از هم ، یخ می زنیم .
تو نباید آنکسی باشی که من میخواهم
و من نباید آنکسی باشم که تو میخواهی.
کسی که تو از من می خواهی بسازی
یا کمبودهایت هستند یا آرزوهایت
من باید بهترین خودم باشم برای تو..
و تو باید بهترین خودت باشی برای من ..
خوبِ من ، هنرٍِِ عشق در پیوند تفاوت هاست و معجزه اش ، نادیده گرفتن کمبودها ..
زندگی ست دیگر...
همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست ،
همه سازهایش کوک نیست ،
باید یاد گرفت با هر سازش رقصید ،
حتی با ناکوک ترین ناکوکش،
اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن،
حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد،
به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند ،
به این سالها که به سرعت برق گذشتند،
به جوانی که رفت،
میانسالی که می رود،
حواست باشد به کوتاهی زندگی،
به زمستانی که رفت ،
بهاری که دارد تمام می شود کم کم
آرام آرام،
زندگی به همین آسانی می گذرد.
ابرهای آسمان زندگی گاهی می بارد و گاهی هم صاف است،
میگذرد، هر جور که باشی ....

پ.ن:منم دقیقا همین دیدگاه را دارم که عشقمو آزاد آزاد بذارم تا

اون چیزی که میخواد باشه به قول اوشو عشق یعنی آزاد گذاشتن عشقت

ولی افسوس هیچ کس نمیخواد و نخواست تا عشقمو بهش ثابت کنم

افسوس که همه چیز شده پول پول قیافه....

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/٢۱ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات ()

لبخند دروغکی چرا؟

خوب نیستم...

مثل قرصی که نیمه شب،بدون آب گیر می کند...

گیر کرده ام در گلوی زندگی...

کاش میتوانستم راحت حرف بزنم...

چیزی بگویم از دلتنگی...

میان آدم های که دور برم جمع شده اند...

فقط بگویم منم دلتنگم...

سکوت را عاشقانه دوست دارم...

لال بودن را ترجیح میدهم،وقتی کسی نیست

عمق درد پنهان شده در حرفهایم را حس کند..

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/۱٩ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات ()

خدا در مکان های دو از انتظار ؛

به دست افرادی دور از انتظار ؛

و در مواقعی تصور ناپذیر ؛

معجزات خود را به انجام می رساند ...

برای آن مهربان ِ توانا ، غیرممکن وجود ندارد !...

همیشه ، همیشه و همیشه امیدی هست

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/۱۸ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات ()

روز ثبت نام دانشگاه بود و مرد جوان خود را برای یادگرفتن و کسب علم و

دانش اماده کرده بود .


او هنگم نام نویسی مراحل زیادی را پشت سر گذاشته بود . مرد جوان انقدر در

افکار خود بود و به اینده ای که پیش رو داشت ، می اندیشید که متوجه

پیرمردی که جلوتر ایستاده بود نشد و محکم به او تنه زد .

مرد جوان با شرمندگی گفت : ببخشد استاد . پیرمرد جواب داد : من استاد

نیستم ، دانشجوی جدیدم درست مثل شما .

مرد جوان شوکه شد و پرسید شما چند سالتان است ؟


چَشمان پیرمرد برقی زد و گفت 73 سالم است . مرد پرسید : در چه رشته ای

تحصیل میکنید ؟ پیر مرد گفت : پزشکی .. همیشه دوست داشتم دکتر بشوم و

حالا برای رسیدن به ارزویم اماده ام .

مرد جوان با تعجب به پیرمرد نگاه کرد و گفت : البته اقا ، قصد بی احترامی ندارم

اما ایا میدانید پزشک شدن حداقل 7 سال طول میکشد ؟ بعد از 7 سال شما

80 سالتان میشود .

پیرمرد دستش را روی شانه مرد جوان گذاشت و با لبخند گفت :


من چه به دنبال ارزوهای خودم باشم ..چه نباشم 80 ساله خواهم شد . پس

چه بهتر کاری را که دوست دارم انجام دهم

منبع:فیس بوک (حسن ریوندی)

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/۱۸ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات ()

ﺳﻮﺍﻻﺗﯽ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺧﯿﻠﯽ ﭼﺮﺕ ﻭ ﭘﺮﺗﻪ :
۱- به تلفن ﺧﻮﻧﻪ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ: ﮐﺠﺎﯾﯽ؟ﺧﻮﻧﻪ ﺍﯼ؟!
ﻧﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭﻡ ﺳﯿﻤﻮ ﮐﺸﯿﺪﻡ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺮﺩﻡ :|
۲ - ﺍﺯ ﺣﻤﺎﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﺧﯿﺴﯽ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ: ﺩﻭﺵ ﮔﺮﻓﺘﯽ؟!
ﻧﻪ ﺍﻟﻤﭙﯿﮏ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﻮ ﺭﺷﺘﻪﺀ ﻭﺍﺗﺮﭘﻠﻮ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺩﺍﺩﻡ
۳- ﺗﻮﯼ ﻃﺒﻘﻪ ﻫﻤﮑﻒ ﺟﻠﻮ ﺩﺭ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﯼ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ: ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯿﺮﯼ ﺑﺎﻻ؟!
ﻧﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﺳﻮﺋﯿﺖ ﺑﯿﺎﺩ ﭘﺎﯾﯿﻦ
۴- ﺗﻮ ﺣﻤﻮﻡ ﻫﺴﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ: ﺩﺍﺭﯼ ﭼﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟!
ﺧﺐ ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ :|
۵- ﺭﻭ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺑﯽ ﭼﺸﺎﺗﻮ ﺑﺴﺘﯽ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ: ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﯼ؟!
ﻧﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺳﻌﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﻤﯿﺮﻡ :|
۶ - ﺍﺯ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ: ﻧﻤﺎﺯ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ؟!
ﻧﻪ ﻣﺎ ﺗﺎﯾﻢ ﺍﻭﺕ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﮐﻨﯿﻢ

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/۱٦ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات ()

اینا حرف دله کپی پیست نیست حوصله نداری نه لایک کن نه بخون
خدایا شکرت شکرت برای همه چی...
برای اینکه هیچ پیشتیوانه ای نداریم...
برای اینکه الان باید جونی کنی عشقو حال از وقت چشم باز کردی همش سگ دو زدن اخرشم میفهمی این همه سگ دو زدن روی تردمیل بوده و تو هنوز اول راهی...باید صبح تا شب جون بکنی با کسو نا کس سر کله بزنی.شبم بیایی خونه بجای گرفتن آرامش باید مشکلات خونه مشکلات فردا را فکر کنی...
خدایا شکرت که همه ازمون توقع دارن ولی ما نمیتونیم از کسی توقع داشته باشیم بهمون یاد دادن از کسی توقع نداشته باش روی پای خودت وایستا...
خدایا شکرت که دست و یه سنگ سنگین گذاشتن رو سرمون میگن بلند شو روی پای خودت وایستا...
خدایا شکرت که با این صورت، سن جونی دل پیری داریم
شکرت که حتی نمیتونیم با کسی دردودل کنیم شانس ما اون شخص میره همه حرفا را پخش میکنه...
خدایا شکرت که همیشه آدم بد داستان مایم...
خدایا شکرت که هیچ کس درکمون نمیکنه...
همه فقط میخوان بگن اره ما بیشتر مشکل داریم...
شکرت که همه میان زیر این پست میگن غمت چیه چی شده درست میشه نصیحت ها حرفهای تکراری...
خدایا شکرت که همه چی تکراریه...
خدایا شکرت که سرمون میندازیم پایین با کسی کاری نداریم همه با ما کار دارن میخوان مارو بزنن زمین....
خدایا شکرت که خودمون غم داریم باید به غم دیگران بسوزیم...
خدایا شکرت که این خنده را به ما دادی که همه فکر کنن من مشکلی نداریم من درد ندارم من دلتنگی ندارم...ولی کسی نیست بگه حرف دل تو چیه...نمیدونن من بخوام حرف بزنم باید برن یه گوشه گریه کنن که من چطور میخندم...
خدا جون چرا نمیتونم بی رحم باشم چرا من انقدر دل رحمم....
خدایا این گرگ درونم کی به بیرون غرش میکنه ...
خدایا چرا نمیتونم برای خودم زندگی کنم...
چرا باید من انقدر بدبخت باشم؟
چرا همه میان میگن از تو بدبخت تر هم هست برو خدارو شکر کن
آره خدایا شکرت که هیچ کس درکم نمیکنه
هیچ کس نمیخواد من خوده خودم باشم همه میخوان اون چیزی باشم که اونا میخوان و الان شدم یه سفال کجو کوله....
خدایا شکرت که همه میان میگن ما دوست داریم ولی به بیشترشون حس تنفر داری چون دوست داشتنشون همه نقابیه...همونا که میگن دوست داریم برای غریبه ها سنگ تموم میذارن برای خودی نمیتونن...
خدایا شکرت که همه زیر این پست هیچی نمیگن چون نباید بگن چون حرفاشون تکراریه...همه رو حفظم...میدونم کی چی میخواد بگه...
خدایا شکرت که کمرم شکسته...
خدایا شکرت که دل خوشیمون یه گروه شکرگزاریه که هیچ شکرگزاری توش نیست
دلخوشیمون چند تا آهنگ شاد حسین تهی چند تا هم قدیمی که حتی برای بعضی ها اونم نباید گوش بدیم باید هدفون بذاریم چون دوست ندارن اینن آهنگارو...
خدایا شکرت که یه دوست خوب (علی)دارم فقط اونو انتخاب کردم، چون اونو لایق خودم ،دردام، تنهاییام ،میدونستم، اما همه میخوان مارو از هم جدا کنن از درو همسایه گرفته تا خودی ها. همه حسودی میکنن بابا نامردا من یک دوست نباید داشته باشم چرا میترسین دوستم خنجر بزنه چرا میترسین؟ چیزهای ترسناک تر دیگه تو جامعه بیشتر ،بابا نامردا دوستم خنجر میزنه ،شماها نابودم کردین بذار با دوستم خوش باشم بذارین زندگیمون کنم بذارین جونمیو کنم...
بخدا من بچم بخدا احساس داریم بخدا نامردین خیلی هاتون...خیلی هاتون
خدایا شکرت که حداقل اسمت یادت هست که بتونم باهاش حرف بزنم
خدایا چرا حتی نمیتونم خودمو تخلیه کنم حتی با یه سیگار یه آهنگ یه شادی یه دختر یه هم درد یه دوست ...

خدایا شکرت که تا شب چندین بار اس میاد که چرا این حرفارو تو فیس بوک نوشتی و بهشون بر میخوره
خدایا شکرت که حتی اینجا هم باید سکوت کنیم چون 4تا درو همسایه میبینه براشون بده
خدایا شکرت که بغضمون ترکید...
خدایا بیا با هم یکم اشک بریزیم شاید این اشکا گرگ درنمون را بیدار کنه و بیاد بیرون...
خدایا شکرت شکر و هزاران بار شکرت...

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/۱٥ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ توسط غریبه نظرات ()


Design By : Pichak